جاي آن دارد كه از تمام كساني كه در اين خصوص زحمت نقد را بر دوش داشتند تشكر نمايم.

ضمنا لازم به ذكر است كه كل مطلب از سايت ايسنا خوزستان كپي شده است

  يك پياله پنجه‌ی عباس علی‌رضا شكرريز نقد شد
صحبت‌های علی‌پور، نجومی، نائل، خسروی‌راد و... توضيحات شكرريز
فرهنگي و هنري  28/7/1389  11:53:31

897-28580-5 كد خبر
 

دفتر شعر "يك پياله پنجه‌ي عباس" سروده علي‌رضا شكرريز، سه شنبه 27 مهر 89 در محل دفتر آموزش‌هاي حوزه هنري خوزستان نقد شد.

 

به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) از خوزستان هرمز علي پور، در نقد اين دفتر شعر با بيان اينكه "يك پياله پنجه‌ي عباس" مي‌تواند الگويي براي شعر آييني باشد، گفت: اين دومين كتاب علي‌رضا شكرريز شاعر امروز و عصر ماست. اسم كتاب براي خيلي از آدم‌هايي كه با شعر ارتباط دارند جالب بود. اين كتاب با تصويري آگاه از آييني بودن شعرها و به ويژه شعر عاشورايي، خود مددرسان ذهن مخاطب يا خواننده است؛ چنان‌چه بعضي اشعار محور كار سياه قلم انديشه و ساير خصوصيات شاعر است.

 

او خاطرنشان كرد: شاعر با آوردن نام سيدالشهدا در شعرش وظيفه و موضع خود را نشان مي‌دهد و اين يعني تداركي براي ارايه آثري كه با وجود اشتراك گسترده‌اش از بابت خط و نشر، شاعر "يك پياله پنجه‌ي عباس" اما مي‌خواهد به جاي اثر يا آثاري كه معمولاً نقطه عزيمت شاعران جوانتر است خود پي‌حركت خود باشد.

 

علي‌پور اظهار كرد: در اين كتاب حركت حسي و دلي و دوراني بيش از حركت عقلي مشهود است. من كم پيش آمده كه نقد بنويسم مخصوصاً حالا كه بسياري از اندوخته‌هايم استعداد انطباق با خيلي از دوستان را ندارد. اما بايد گفت كه فقط درنگ در يك شعر حتي اگر نخواهيم از آن پرده برداريم روح و جان ما را مرهون خود مي‌كند.

 

افسانه نجومي، هم كه نقدش را با عنوان شورش روح به سبك عرفان آغاز كرد در ادامه با مكث و مروري بر مجموعه شعر "يك پياله پنجه‌ي عباس" اظهار كرد: بحث و بررسي شعر آييني و مفاهيم آن از جمله عرصه‌هايي است كه تنها با توجه به مولفه‌هاي شعر ديني و مطالعه آن‌ها به ويژه در متون مذهبي كهن و هم با در نظر گرفتن بينشي فلسفي و نگره‌هاي عرفاني مي‌توان حدود و ثغور حركت آن را در ادب فارسي به نظاره گرفت و پس از ارزيابي‌هاي دقيق سبكي و ساختاري به تعريفي كامل و جامع در اين زمينه دست يافت. شعر آييني در ادبيات كلاسيك، قرن‌هاي متمادي در سبك‌هاي مختلف همواره از مهم‌ترين شاخه‌هاي شعر فارسي محسوب مي‌شده است. وفور ادبيات متنوع در سبك‌هاي گوناگون ادبي حضور پررنگ چنين سرايشي را در شعر فارسي صحه مي‌نهد.

 

وي ادامه داد: ديوان شاعران بزرگي چون فردوسي، مولانا، حافظ، سعدي و عطار مملو از بيت‌هايي است كه تنها در حوزه اين ژانر قابل ارزيابي و تعمق هستند تا جايي كه حتي سبك هندي هم با ويژگي‌هاي خاص زباني‌اش نتوانست چشم بر شعر آييني ببندد. رواج چنين شيوه سرايشي در ميان شاعران معاصر نيز مثال زدني است چنان كه قصيده نيما يوشيج در مدح امير مومنان علي (ع) يكي از آن‌هاست.

 

وي عنوان كرد: "يك پياله پنجه‌ي عباس" هم در امتداد همين روند قابل بررسي  و ارزيابي است اگر چه شكرريز در اولين مجموعه شعرش "لعنتي‌ها برايم دعا كنيد" هم بر چنين سرايشي پاي فشرده است تا جايي كه حضور پر رنگ رگه‌هايي از شعر آييني را در آن دفتر مخاطب نمي‌تواند كه به آساني نديده بگيرد. برجسته‌نمايي تفكرات ايدئولوژيكي شاعر در سايه صراحت و صداقت زباني وي چه به صورت مستقيم و چه غيرمستقيم بازنماي جهان‌بيني شاعرانه هستند و اگر در متن آمده‌اند تا برداشت‌هاي اجتماعي–مذهبي وي را به نمايش گذارده باشند تا جايي كه به نظر مي‌رسد شعرها در بيشتر موارد، براي شكرريز بستري مناسب براي اداي تعهدات ديني–مذهبي‌اش هستند.

 

او اظهار كرد: پس با نقب زدن به حوادث كربلا و اتصال آن‌ها به وقايع جنگ تحميلي خواستار آفريدن جهاني مي‌شود كه تنها در سايه پيوند خوردن اين وقايع شكل مي‌گيرد و بس. گويي شاعر تنها راه دست‌يابي به ژانر آييني را با سرك كشيدن به وقايع جنگ و برجسته‌نمايي فرهنگ عاشورايي يافته كه در پي آن است تا با اعمال تكنيك‌هاي خاص زباني‌اش، مختصات ساختاري مورد نظرش را در تصويرهاي ساده و شفاف بازبتاباند. آميختگي زبان معيار با واژه‌هاي ساده و آسان اشعار اين مجموعه را بارها از تعقيدهاي لفظي و پيچيدگي‌هاي واژگاني و نحوي دور مي‌كند. زباني ساده و بي‌رمز و راز كه گاه به ياري آشنايي‌زدايي‌هاي زباني و گاه با كاربرد تلميحات و بينامتن‌هاي متنوع خواستار فراروي از حركت روتين تصاوير در متن شده‌اند.

 

وي يادآوري كرد: زبان ساده و بي‌آلايش شاعر كه در وضوحي روايي به قصويت نهفته در تك تك شعرها گره مي‌خورد گاه با نزديك شدن به مكالمه با درون به گونه‌اي خواننده‌اش را به سمت معناهايي سوق مي‌دهد كه در طول نوشتار مدنظر شاعر بوده‌اند بنابراين چنين زباني به سب صداقت و صراحت ويژه‌اش هرگز مخاطبش را در لايه‌هاي تو در توي پيچيده زباني گرفتار نمي‌كند.

 

نجومي، در خصوص فضاسازي‌ها در اين دفتر شعر، گفت: فضاسازي شعرها به دليل بافت مجازي‌شان و هم با استفاده از كلمات روزمره كه بارها در معناهاي موجه اما پيچيده در تصوير و نماد به خواننده عرضه شده است گاه سبب‌ساز سطرهاي درخشاني مي‌شود كه در نگاه شاعرانه ضمن رسيدن به مفاهيم نو، افق‌هاي تصويري تازه‌اي را آفريده‌اند. معناهايي كه در لباس تصوير و نماد خواننده را همواره از مسيرهاي آشنا عبور داده‌اند تا بار سنگين مفاهيم را رو در روي مخاطب به آساني زمين نهند. اگر چه در اين ميان شاعر با بهره‌گيري از ظرفيت‌هاي عرفاني شعر فارسي در آفرينش‌ نوعي سرزنده از چنين فضايي در شعرهايش سرانجام موفق شده است تا تصاوير شعري‌اش را كه با رنگ و بويي از نيايش آميخته است به مخاطب عرضه كند. واژه‌هايي كه سرانجام با آميزش در عرفاني است نهفته در دل تصاوير نمايي از شعرش روح به سبك خون خواهي از كلمات را در متن مي‌پراكند.

 

اين شاعر در ادامه گفت: شاعر همواره در جست‌وجوي تصاويري است كه از منشور بينش و تاثرات ديني شاعرانه در متن برجسته و پررنگ مي‌شوند تصاويري كه تابع ذهنيت مذهبي‌گراي نوشتار تا به آخر باقي مي‌مانند. اگر چه شعرها گاه تا مرحله ابلاغ كنندگي و عرضه مفاهيم آشنا در دل نوشتار پيش رفته‌اند تا جايي كه گويي لفظ و معنا مي‌بايست كه متعهدانه به اقتضاي پيام خاصي كه با خود حمل مي‌كنند در متن به نمايش در مي‌آيند. تصاوير و درون‌مايه‌هايي كه گاه مملو از مستندنويسي و واقع نگاري‌اند و با توجه به واقعيت‌هاي اجتماعي در سايه مضامين فلسفي–عرفاني، رخدادهاي "يك پياله پنجه عباس" را رقم زده‌اند.

 

وي معتقد است؛ زبان شاعر و گرايش او به سرودن شعر آييني نه از جنس شعرهاي محتشم كاشاني است و نه با زبان و نگاه شاعران هم عصر پهلوي است. تكنيك‌هاي به كار رفته در اين دفتر شباهت‌هاي فراواين به شگردهاي هميشگي شكرريز به خصوص در مجموعه شعر پيشين او دارد گويي اين مجموعه، شاعري را پيش روي ما مي‌نشاند كه با اعمال نظر و آگاهي كامل در تصوير سازي‌ها تصويرگريزي‌ها، لحن و شيوه بيان شاعرانه و ادغام آن با شرايط روحي‌اش، حركت‌هاي زيباشناسي متن را اداره مي‌كند تا آنجا كه تمامي اشيا و عناصر شعري براي بيان و كشف حالات شاعرانه بسيج شده‌اند.

 

او خاطرنشان كرد: گويي تك تك كلمه‌ها، تصويرسازي و موسيقي شعرها در ارتباط تنگاتنگ با اجزا و پيوند با عناصر شعر و هم با نزديك شدن به لحن گفتار و زبان روزمره تنها از طريق برجسته‌نمايي وقايع جنگ و پيوند آن‌ها با حوادث عاشورا است كه قادرند مخاطب را به تداعي‌ها و تصاويري نزديك كنند كه قرن‌هاست در ضمير پنهان وي نقش بسته‌اند.

 

او، با بيان اين كه بيان شكرريز در بسياري از موارد لحن طنز واره به خود مي‌گيرد، بيان كرد: طنزي تلخ و گزنده كه از سر درد مسير حركتي شعرها را مي‌شكند تا مبين موقعيت تراژيك بشر معاصر باشد. شعر "مثل آب" كه در مجموعه اول شاعر هم آمده بود با حال و هواي اجتماعي‌اش يادآور انسان معاصر است در روزگار غيبت عشق. نگاه آشنا و لحن عاطفه‌گراي شاعر اگرچه مانع از پرش شعرها به سمت و سوي لحظات غافل‌گير كننده در متن مي‌شوند اما حركت به سمت هنجارشكني و آشنايي‌زدايي در حوزه نحو زبان، قطعه قطعه نويسي يا گسست در نگارش براي تلاش در به تاخير انداختن معنا از طريق سرپيچي از هنجارهاي زباني نشان مي‌دهد كه شكرريز اگرچه آگاهانه و سرسخت به توزيع و پراكنش مفاهيم موردنظر در شعرهايش مي‌انديشد، اما هم چنان به كاركردهاي زباني و ارزش‌هاي زيبايي شناختي بي اعتنا نيست اگر چه همين فراروي‌هاي نحوي در شعر او منجر به خلق فضايي رندانه و با طراوت نمي‌شود. شعر به خصوص شعر آييني ما تشنه تحولي عظيم است به شكوفايي و عملكرد تازه متناسب با شرايط زماني و مكاني امروز نياز دارد.

 

كريم خسروي‌راد، با گذري گذرا به مجموعه "يك پياله پنجه‌ي عباس" گفت: به پياله تهي لحظه‌ها سوگند آن چه كه باعث شد تا با نگاهي گذرا به طرح و نقد اين مجموعه بپردازم تاثيرات و دامنه گسترده نگاه شاعر به جهان‌بيني ديني بود كه در عالم عين بر خلاف عالم ذهن با هنر و ادبيات ديني ارتباط برقرار كرده هر چند در ذهن ادب دوستان هنر و ادب به عنوان مولفه‌اي فرهنگي و فرهنگ‌آفريني از مقوله روساختي است و به عنوان كنش‌هاي انساني و رازها و نيازهاي وجودي انسان و تكامل او به مجموعه آفرينش اهميت بسياري داشته و دارد.

 

او ادامه داد: در بين واژه‌هاي دنياي شاعر و دنياي شعر عاشورايي كه در وراي نقاب وزن و قافيه سروده شده با همه اعتقادها و راستي‌ها بر عواطف و خيالات غلبه كرده و به امر قدسي ايجاد حرمت مي‌كند شايد شاعر خواسته با نگارش چنين تصويري با اعتقادات ديني خويش عشق‌ورزي كند و رنگ باورانه اعتقاد را بر همه چيز ارجحيت دهد در اين شرايط براي معرفي هنر متعهدش به آفرينش خلاقانه روي مي‌آورد.

 

وي تصريح كرد: بي‌گمان زايش اين‌گونه اشعار از دغدغه‌هاي دروني و ناخودآگاه ضمير شاعر است كه خواننده با حس مواج و سيال در عالم عين بر عالم ذهن با هنر و ادبيات ارتباط برقرار مي‌كند و در تلميحي آگاهانه شاعر مي‌كوشد تا لحن تغزلي مناسبي براي موتيف مذهب‌گونه‌اش بيافريند. به نظر من در باورهاي عميق ديني همه آفرينش‌هاي ذوقي و علمي محصول تكاپوي ديني و ضمير انسان نيستند گاه مي‌شود عنصري ماورايي نقش آفرين و موثر افتد و باعث نوعي الهام شود و القا و يا طنين صدايي از غيب در جان شاعر رسوخ كند و به مولود شعر زبان گشايي كند كه نماد اين‌گونه سرايش‌ها لحظات واقعه را به ثبوت و شاعر را ملزم به ارايه تصاوير كند تا با تخيل نيزه‌هاي به خون نشسته فراقت جنگ را آبياري كند و شقاوت دشمن را به وضوح نشان دهد كه حنجره طفل  در آغوش گرفته شده مورد اصابت نيزه‌هاي حضم واقع شده است.

 

او در ادامه عنوان كرد: وقتي شاعر مي‌خواهد حسي را منتقل كند بايد روي ايده‌اي كه آن حس را پديد آمده انديشه كند تا به خلاقيت در تركيب و فرم و محتوا برسد اما به نظر مي‌رسد در اين مولفه شاعر نخواسته در ارزيابي تحولات عنصر مدرن و دين مدار را در ذهن و انديشه خود تداعي كند و تنها به ايجاد تصاويري ناخودآگاه از دغدغه‌هاي دروني اكتفا كرده كه اي كاش مي‌شد با صبوريت و تفكر از شيرازه واژه‌ها به قداست تخيل نفوذ كند و تصاوير بكرتري را خلق كند.

 

او، با بيان اين كه يكي از عناصر مهم اين شعر كاركرد وقايع مهم تاثيرگذار بر اعتقادات ايماني است، افزود: اين مساله ارتباط مخاطب را با دين و به تعلقات مذهبي مرتبط مي‌سازد و تلاش بر آن دارد تا به آن عمق و غناي بيشتري بخشد. اگر بخواهيم در قلمرو احساس و عاطفه كه سرمنشا تخيل و انديشه شاعر شده است اندكي مكث كنيم مي‌بينيم كه زبان و موسيقي در شعر توانسته رابطه محسوسي با مخاطب برقرار كند كه اين عنصر در ادبيات ديني جايگاه ملموسي دارد لذا به نظر مي‌رسد شاعر توانسته احساس را با انديشه آميخته كند آن چنان كه گويي واژه‌ها و تركيب‌ها از اركان شعر جلوترند.

 

خسروي‌راد اظهار كرد: شاعر با تشبيهات و پژواك‌هاي ذهني واژگان، تصويرسازي، فرازهايي را به متن اكتساب و به سطوح عالي‌تري از هستي، به مفاهيم ديني و معنوي مي‌رساند و به تبعات ايدئولوژيكي مهم توجه كرده كه اين دگرگوني‌ها به صراحت توانسته شاهد رويكردي تازه در ادبيات ديني امروز باشد.

 

به گزارش خبرنگار ايسنا محمود نائل در نقد اين دفتر شعر گفت: ‌به نظر من شاعران آييني سه گروه هستند گروه اول كساني هستند كه براي شركت در جشنواره‌هاي آييني و كسب جوايز شعرهايي اين چنيني مي‌سرايند. گروه دوم آن‌هايي هستند كه در كنار شاعراني در انجمن‌ها فعاليت دارند و احساس مي‌كنند كه از آن‌ها عقب هستند بنابراين براي مطرح كردن خود و كسب شهرت شعرهايي آييني مي‌سرايند و حتي مجموعه چاپ مي‌كنند و اما دسته سوم شاعراني هستند كه به واقع آييني و الهي مي‌انديشند و آييني و الهي زندگي مي‌كنند. آن‌ها در زندگي روزمره خود حتي بر رفتارها و كنش‌هاي فردي و اجتماعي خود اين را كاملاً نشان مي‌دهند و با تمام وجود به شخصيت‌هاي برجسته الهي معتقدند. وقتي شعر اين شاعران را مي‌خوانيم حتي در شعرهاي آزاد آن‌ها هم رگه‌هاي جدي اين نگاه را در شعرشان مي‌بينيم چنانچه ما در تمام شعرهاي شكرريز اين را احساس مي‌كنيم. اين‌ها در وجودشان به جايي غير از زمين متصلند و اين كاملا قابل لمس است و اعتقادي دارند كه در وجودشان كوبيده شده ، در مغز استخوانشان رسوخ پيدا كرده است و علي رضا شكرريز را نمي‌توانيم جدا از اين بدانيم.

 

نائل تاكيد كرد: اگر قرار باشد جامعه ما احتياج به شعر آييني داشته باشد نيازمند چنين شاعري است نه كساني كه به قصد نام و جايزه و شهرت اقدام به سرودن شعرهاي آييني مي‌كنند و شعرهاي تكراري آن‌ها را در جشنواره‌هاي مختلف مي‌بينيم. علي‌رضا شكرريز آييني مي‌انديشد، آينيي زندگي مي‌كند و در ارتباط با پيرامون خود آييني رفتار مي‌كند. ما رفتار او را از نزديك ديده و مي‌بينيم و گفتار او را شنيده‌ايم و اگر سرسوزني انصاف در وجود ما باشد پي مي‌بريم كه اين اعتقاد با ذات و فطرت او آميخته است. شكر ريز در سرودن شعرهاي اييني به شكل عمل مي‌كند كه طراوت و تازگي دارد و از تمام ظرفيت‌هاي سرايش استفاده مي‌كند شعرهاي آييني او با خيلي از شعرهاي ديگراني كه در اين زمينه سروده‌اند كاملا مجزا و برجسته است.

 

سيامك ميرزاده هم در اين جلسه با مقدمه‌اي از مارتين هايدگر گفت: ادبيات بيش از انكه بيان انديشه‌ها و نيات يك فرد باشد ارتقاي يك جهان يا جهان بيني به ساحت آگاهي است و هدف تاويل متن نه نيات مولف، بلكه خود متن است.

 

او ادامه داد:‌ دريافت مخاطب است كه متني را ارتقا مي‌بخشد و نه لزوماً نيات نگارنده آن. چه اين كه اين دو از طريق متن و كامل‌تر ادبيات با يكديگر در تقابل و مواجهه قرار مي‌گيرند. ناگفته نماند كه امروز در تذكره‌ها و تاريخ نامه‌هاي ادبي جزنامي از بزرگان‌شان يافت نمي‌شود حال چه رسد به خرد و صغيرها كه دريغ از نامشان حتي! اما مگر انسان بدون انديشه، نگرش، طرز تلقي و نگاه اجتماعي خاص و در يك كلام ايدئولوژيك را مي‌توان يافت؟ و اگر بتوان نمونه‌هايي آورد در عرصه هنر هيهات!

 

وي عنوان كرد: علي شكرريز قطعاً انساني مذهبي و دلبسته بزرگان و الولياي دين است و باور دارم كه باور دارد و صرف برخورداري و بهره برخلاف بسياري قلم نمي‌زند و چشم داشتي هم ندارد. مذهب براي او عشق است و عنصر مشخصه بسياري از آثار و به طور مشخص اين كتاب هم همين است و اما پنج نكته و نظر درباره اين كتاب كه خالي از لطف و گفت نيست.

 

ميرزاده با اشاره به اين موارد كه با عنوان "پنجه‌اي بر يك پياله پنجه‌ي عباس" مطرح مي‌كند، اظهار كرد: مورد اول اين كه مذهب در شعر شكرريز كما بيش به شعر مي‌رسد و آنجا كه ازدياد عواطف بر او چيره شده بر شعرش هم چيره مي‌شود و شاعر يا شعار مي‌دهد يا با كلمات بازي مي‌كند و يا مي‌گويد كه گفته باشد. ديگر اين كه سطور برجسته يا درخشان در اكثر كارهاي كتاب زياد بوده و حتي برخي از تقديميه‌ها خوش خودنمايي مي‌كردند اما در ساختار كلي و اندامواره شعر وجود اين سطور تنها بر تن تشنه و سر سوخته شتك باران است نه نزول مداوم.

 

او ادامه داد: تقدس‌زاديي و تابوشكني محترمانه شاعر در رويارويي و مواجهه با شخصيت‌هاي مذهبي و جسارت عارفانه‌اي كه بي‌توجهي به عنصر اخلاقي گناه، زمان و مكان را در مي‌نوردد و از اين زمان به گذشته نوستالژيك و غم‌باري ره‌آورد مي‌برد. گاه مي‌جنگد، گاه گفت‌وگوي دوستانه مي‌كند، در آغوش مي‌گيرد و از اين دست قابل تحسين و كم ياب است و از اين حيث در مقايسه با آثار مشابه گردني افراشته‌تر و رويكردي مدرن و متفاوت دارد. به تقسيم بندي‌هاي كودكانه پاره‌اي از منتقدنمايان ناآگاه كه هر تجربه تازه‌اي را سبك مي‌پندارند و براي آن مولفه‌اي مي‌تراشند قايل نيستم اما با توجه به توليدات مشابه خصوصاً در سال‌هاي اخير در حوزه ادبيات مذهبي اين اثر و در كل آثار شكرريز در طبقه بندي‌شان نو بود و مدرن جاي مي‌گيرند. اما فارغ از دغدغه‌هاي مذهبي شاعر و در مقايسه با انتظار من از شعر امروز و نيز بهره‌وري از امكانات پيشين و پيش رو اين اثر كمتر افق‌هاي بلندي را مي‌نمايد و مي‌گشايد و اما باز تاكيد مي‌كنم در مقايسه با آثار مشابه بسيار قابل اعتنا و در خور ستايش است.

 

او با اشاره به موخره كتاب گفت: بايد بگويم كه كاش شاعر موخره را ننوشته بود و ‌آخر اين كه زبان شعر شكر ريز ساده و نزديك به زبان محاوره يا آرگو است و تمهيدات زباني شاعر هم در اين اثر اندك و پربسامد است. استفاده از زبان نزديك به محاوره تنها بخشي از امكانات زباني شعر فارسي است و شاعري كه تنها به مفهوم انديشيده و زبان را مصرف مي‌كند خود را در كنار دريا تشنه نگه داشته است! بايد گفت تمام اين 5 نكته جاي بحث و بسط بيشتري داشت و در كل اگر زبان و تمهيدات استفاده شده در اين اثر تجربه‌اي از تجارب شاعر بوده باشد و ايستايي و تمركز هميشگي بر آن آينده شمول نباشد اما اين تجربه‌اي در خور احترام و تيزهوشانه بوده است چرا كه از مجراي تعلق خاطر اكثريت مردم مذهب كما بيش مي‌شود. با اين رويكرد مخاطب به دور افتاده از شعر را با ادبيات آشتي داده و نيز شعر امروز را در زماني كه تيراژ كتاب‌هاي آن از 2000 نسخه فراتر نمي‌رود اقبال‌مند و پرپسند كرد.

 

فاطمه مزبان‌پور در نقد كتاب شكر ريز گفت: نگاهي به اشعار اين مجموعه نشان مي‌دهد شاعر نگاهي نو به شعر آييني دارد. پيش از اين تصور ما از شعر آييني شعري در مدح و ثناي پيامبر و ائمه و شهدا بود و با زباني خاص همراه است زباني كه محوريت موضوع ساير سطوح آن را شكل مي‌دهد اما در اين مجموعه شاعر با زباني متفاوت شعر مي‌گويد در شعر شكرريز مي‌توان به عنوان يك شهروند هنري پا به پاي شعر پيش رفت.

 

او ادامه داد: واژگان به كار رفته در اين دفتر پيش از اين در شعر كاربرد نداشتند كه شاعر در خلق فضاهاي مجازي و امروزي در شعر آييني به آن‌ها پرداخته است. در اين مجموعه با اين كه متن سعي دارد و برگرداني از معناها و باورهاي شاعر باشد، اين اتفاق نمي‌افتد. تناقضات موجود گاهي شعر را از معناي دروني آن دور مي‌كند در برخي از اعشار نيز پيام‌ها مستقيم نيستند و اين مساله وحدت معنايي و موضوعي را تحت تاثير قرار مي‌دهد كه در نتيجه آن تكثر معناها است.

 

سعيد سروش‌راد هم با انتقادي از وضعيت شعر امروز گفت: ما هزاران شاعر داريم ولي شعر خوب كم داريم. چرا هزاران مجموعه شعر چاپ مي‌شوند ولي در كتابخانه‌ها مي‌مانند و حتي خود شاعران هم نه دنبال اين شعرها مي‌روند و نه علاقه‌اي براي تورق كردن آن‌ها دارند. دليل آن اين است كه ما هزاران سال ادبيات و شعر داشتيم ولي شعر خوب و شاعر خوب نداشتيم چون شاعران ما فقط به شعر نوشتن پرداختند و به ماهيت شعر فكر نكردند و معدود افرادي غير از شعر نوشتن به آسيب شناسي شعر پرداختند و اين قضيه در شعر مذهبي شدت بيشتري دارد. چون ما به اين فكر نمي‌كنيم كه در كدام موقعيت قرار داريم به تكرار مي‌افتيم. شاعران ما يا گذشته را نخوانده‌اند و يا اگر خوانده باشند سرسري از كنار آن گذشتند و بايد گفت كه در اين وضعيت شعر مذهبي ما محلي از اعراب ندارد. درباره شعر شكرريز هم ممكن است شعر او در رتبه‌بندي متوسط، خوب، خيلي خوب جايي بين خوب پيدا كند. اين شعر يك پديده و اتفاق نادر در شعر امروز نيست اما در ادبيات مذهبي مجموعه كم‌نظيري است.

 

او، در خصوص علت موفقيت اين دفتر، گفت: شاعر به ادبيات مذهبي دقت كرده و ضعف‌ها را مرتفع كرده است شاعر نكته‌هايي از دنياي مدرن را با دنياي سنتي تركيب مي‌كند و اين كار برجسته‌اي در اين دفتر است و شايد بتوان گفت تركيب اين‌ها رنگي از پسامدرن ايراني هم داشته باشد. او زبان را به عنوان برجسته‌ترين مساله در شعر استفاده مي‌كند و با حالت ابزاري به زبان نگاه نمي‌كند، گاهاً اين مساله افتاقي مي‌افتد اما شاعر زود برمي‌گردد. او زبان را به عنوان ذات شعر استفاده مي‌كند. استفاده از كاركردهاي موسيقايي در زبان شعر مختص شاعر است. او برخورد موسيقايي با زبان دارد و اين‌ها باعث تشخص در شعرش شده است او در اين دفتر از فضاهاي تركيبي استفاده كرده است. شكرريز هم از فضاي كربلا و تعزيه‌اي كه ناظر آن است استفاده مي‌كند و هم فضاي راوي را نشان مي‌دهد و چينش اين سه در كنار هم ويژگي جالبي به شعر داده است.

 

او، با اشاره به فرار از روايت به عنوان معضلي در شعر مناسبتي، اظهار كرد: فرا از روايت در شعر مذهبي و حتي حماسي وجود دارد و انگار شاعر موظف است تمام واقع را مطرح كند به همين دليل در شعر آييني درگير روايت مي‌شويم شكرريز از روايت فرار مي‌كند و اين دست خودش نيست و در كل بايد گفت كه بين شاعري كه مي‌داند چكار مي‌كند و شاعري كه نمي‌داند چكار كند تفاوت وجود دارد شكرريز مي‌داند ادبيات مذهبي ما به كجا مي‌رود و با توجه به اين‌ها شعر خود را ارايه مي‌دهد.

 

احمدرضا كيماسي در جلسه نقد و بررسي مجموعه شعر "يك پياله پنجه‌ي عباس" گفت: شايد علي رضا شكرريز يكي از اوايل افرادي باشد كه اقدام به سرودن و نشر شعر آييني كرده است. در طول 80 سال ادبيات ما از نيما تاكنون اگرچه بعضي‌ها به صورت پراكنده و جرقه‌وار و منفرد اشعاري در مورد مناسبات مذهبي سروده‌اند اما تاكنون مجموعه مستقلي در اين رابطه نديده‌ام. قبل از شكرريز هم مرحوم سيد حسن حسيني چنين كاري كرد كه به نظر من از اين لحاظ كه ذائقه مردم ما با شعر نو عجين نشده بود وي ريسك بزرگي كرد.

 

وي اظهار كرد: شكرريز اولين نفري است كه در سطح كشور به اين كار شريف اهتمام ورزيد و اميدواريم با تلاش‌هاي بيشتري كه در اين كار مي‌كند چراغي براي آيندگان باشد.

 

علي‌رضا شكرريز، با بيان اين كه هر نگاهي قابل احترام است، عنوان كرد: اكثر دوستان به تعريف و تمجيد "يك پياله پنجه‌ي عباس" پرداختند و نقاط ضعفي كه توسط دوستان بيان شد براي من قابل استفاده هستند. ما بايد مقداري صادقانه‌تر باشيم و اگر حس كرديم متن دچار اشكار است آن اشكال را بيان كنيم. نكته ديگر اينكه بعضي از شاعران يا كساني كه اسم خود را تئوريسين مي‌گذارند معتقدند شعر نبايد آييني باشد چرا كه اين نوع شعر اجازه گسترش معنايي را به شاعر نمي‌دهد ولي من تعريف ثابتي براي شعردارم و معتقدم شعر يك اجرا است.

 

او ادامه داد: هر كسي به درجه شعر نايل شده باشد حتما چارچوبي براي شعر در ذهن خود دارد. من اين تعريف را در انتهاي اين كتاب آورده‌ام و به نظر من شعر اجرايي است كه مي‌تواند موفق يا ناموفق باشد و بر زمان تاثيرگذار است و منبسط شده از روح انساني است كه دچار شورش روحي مي‌شود و شعر را به وجود مي‌آورد. شورش روحي هم بر زبان و هم بر نوع نگاه تاثير مي‌گذارد.

 

به باور اين شاعر؛ چه گفتن در اين نوع شعرها مخصوصا شعر آييني مهم نيست چون بارها گفته شده و تكراري شده و چه بسا زياد مي‌شنويم. بحث بر چگونه گفتن است كه مي‌تواند مخاطب را متاثر كند. در واقع چگونه گفتن و چگون رفتار كردن با واژه‌ها و رفتار شاعر با كلمات است كه سرنوشت شعر را مي‌سازد اين اجرايي است كه بر اساس حالت روحي شاعر شكل مي‌گيرد.

 

شكرريز عنوان كرد: اگر كسي به درجه شاعري رسيده باشد حتما تعريفي از شعر به دست خواهد آورد و در ادبياتي  كه داريم تعاريف متفاوتي درباره شعر ارايه شده‌اند.


انتهاي پیام